سه شنبه 31 ارديبهشت 1392 - الثلاثاء 9 رجب 1434 - Tues 21 May 2013
 
جستجو
مورد جستجو:
کرامات امام حسین(ع)
 
زيارت عاشورا اميد و پناهگاه علماء
زيارت عاشورا بلا را دفع مى كند
امام حسين(ع) همواره به گريه‌كنندگان و برپا ...
مرور سلمان (ره ) به كربلا
تابوت مرد عاصى و غبار كربلا
كربلا و عزاخانه در بهشت
درجات كربلا
ثواب كربلا
خاك كربلا هديه حضرت امام رضا ( عليه السلام )
مسلمان شدن به بركت خاك كربلا
کتابخانه
  اهل بیت(ع)(عرشیان فرش نشین)
با کاروان نور
عاشورا در آیینه ادبیات
 
ابلیس‌ها دوباره دهان را به‌‌هم زدند از ...
حق دارد اگر ز خلق دامن چیده ست از میلاد عرفان پور
در گوش پیامی از پیمبر دارم از سید حبیب حبیب پور
سهم سیب از علی اصغر(محسن) گلکار
من پر از شعرم و از قافیه ها بیزارم از علی ...
در شگفتم که ناگهان چون شد از اسماعیل علیان(چاوش)
زینب که بود عالم غم را خدای صبر از اسماعیل علیان
آتش به جان ما زده شور نوای تو از حمید فیاض منش
پرچم اسلام از حمید فیاض منش
خیمه‌های سوخته ازعباس براتی‌پور
  مقالات عاشورایی
1391/2/3 03:54:10 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 49644
تعداد بازدید : 851

سيد الشهداء سه بار به ديدن اين بانو آمدند

صاحب دارالسلام مرحوم محدث نورى مى فرماید که حج مولى حسن یزدى ، که مرد عابد و با تقوا و پاکیزه اى و از جمله کسانى است که در کنار قبر حضرت امیر علیه السلام مجاورت داشته ، و حق همسایگى حضرت را بجا مى آورد و در انجام عبادت بسیار پشتکار دارد، او از حاج محمد على یزدى که مردى ثقه و امین بود نقل کرد که در یزد مرد صالح و فاضلى بود که به فکر آخرت خویش بود، شبها در مقبره اى خارج شهر یزد که مزار گویند مى خوابید.
این مرد همسایه اى داشت که از کودکى در مکتب و غیره با هم بودند، تا اینکه بعدها شغل عشارى (باج خواهى و پول زورگرفتن ) را انتخاب کرد و تا آخر عمر هم چنین مى بود. تا اینکه مرد و در همان مقبره مذکور نزدیک محلى که حاج محمد على یزدى مى خوابید او را دفن کردند، هنوز یک ماه نگذشته بود که حاج محمد على او را در خواب دید، با حالت زیبا و سر حال از نعمت ، او گوید: نزدش رفتم و به او گفتم : من اول و آخر و باطن و ظاهر کار تو را مى دانم ، تو از کسانى نبودى که در باطن نیکو باشى ولى ظاهرت بخاطر برخى جهات چون تقیه یا ضرورت و یا کمک به مظلوم ، توجیه شود؟
و کار تو جز عذاب نتیجه اى نداشت ، چگونه به این مقام رسیدى ؟! آن مرد گفت : آرى مساءله همانطور است که تو گفتى ، من تا دیروز در سخت ترین عذاب بودم ، تا اینکه همسر استاد اشرف آهنگر از دنیا رفت و او را در اینجا دفن کردند و اشاره کرد به مکانى که صد ذراع فاصله داشت و در همان شبى که او را به خاک سپردند، حضرت امام حسین علیه السلام سه بار به دیدن او آمدند، و در مرتبه سوم دستور فرمود: تا عذاب را از اهل این قبرستان بردارند، به این جهت حال من نیکو شد و در نعمت و وسعت قرار گرفتم ،
حاج محمد على گوید: با تعجب از خواب بیدار شدم ، استاد اشرف آهنگر را نمى شناختم و جاى او را نمى دانستم ،
در میان بازار آهنگرها جستجو نمود تا استاد اشرف را پیدا کرد، از او پرسید، آیا شما همسر دارى ؟ گفت : داشتم ، ولى دیشب فوت نمود و او را در فلان جا دفن کردیم ، و همان جائى را گفت که در خواب آن مرد به من نشان داد، از او پرسید: آیا همسر شما به زیارت امام حسین علیه السلام رفته بود؟ گفت : خیر، پرسید: آیا مصیبت حضرت را مى نمود؟ گفت : خیر، پرسید: آیا او براى امام حسین مجلس مصیبت برپا مى کرد؟ جواب داد: خیر، منظورت از این سؤ الها چیست ؟ آن مرد داستان خواب خود را بیان کرد و گفت مى خواهم رمز آن ارتباط میان او و امام حسین را دریابم ،
استاد اشرف گفت : آن زن همواره به خواندن زیارت عاشورا مداومت داشت .(۱)


نویسنده:سید محمد نجفی یزدی

 

 

 

 

 

پی نوشت:
۱- دارالسلام ج ۲ ص ۲۷۹

 

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *

کوچک و یا بزرگ بودن حروف اهمیتی ندارد
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " مقالات عاشورایی "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR